تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

کلبه عشق محمد و مریم






تابلوی عشق


آثار بجا مانده این دو عاشق


نويسنده گان : محمد و مریم


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



.............. لب

 

    

      

             

    

                       


نويسنده: محمد و مریم مورخ: دوشنبه 27 آبان1387 در ساعت: 9:13
|+|



..................بوسه

 

 

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب


 

بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي


 

بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن


 

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان


 

طعم شيرين عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است


 

بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني عشق و آواز و سرود
بوسه يعني وصل جانها از دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: دوشنبه 27 آبان1387 در ساعت: 8:51
|+|



عشق و ثروت و موفقیت

 

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد

به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم

آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟

زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته

آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم

عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد

شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل

زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم

زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به

پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم

زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود

ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟

فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود

مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست

عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟

پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: دوشنبه 27 آبان1387 در ساعت: 8:34
|+|



..............عشق من

 

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: دوشنبه 27 آبان1387 در ساعت: 7:42
|+|



....... می خوام همیشه با تو باشم

 

 می خوام همیشه با تو باشم

تو شب های سردو تاریک با تو باشم

می خوام تو زندگی باهات باشم

 تو همه ی سختی ها و مشکلات همرات باشم

می خوام خوشحالیتو ببینم

دوست داشتنتو حس کنم و دوست داشتنمو ببینم 

می خوام تو روزهای بی کسی تو باشی یاروهمراهم

 می خوام تو تنهاییا تو باشی درکنارم

 می خوام باهات پرواز کنم تاآسمونها

تا قصر آرزوها . پشت آسمونها

 می خوام ستاره ها ما رو ببینن و گریه ی تنهای ماه روبشنوم

می خوام عهدمو با تو ببندم

می خوام اسم قشنگتو همیشه به زبون بیارم

می خوام واسه یک بارم که شده لبهاتو ببوسم

می خوام از ته قلبت بگی دوستت دارم

تنهات نمیذارم

همیشه با تو هم

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: یکشنبه 26 آبان1387 در ساعت: 12:25
|+|



.............كنارم كه هستي

 

کنارم که هستی ترانه زلاله

بدون تو بودن محاله !محاله

کنارم که هستی شبم غرق نوره

تو که دوری زمن جهان سوت وکوره

کنارم بمون تا سکوتم بمیره

تو چشمام بدون تو بارون می گیره

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: یکشنبه 26 آبان1387 در ساعت: 12:12
|+|



........کلام عاشقانه

 

به غیر از کلام عاشقانه برایت هیچ نمی نویسم

 به غیر از نگاه عاشقانه برایت هیچ نمی نویسم

 به غیر از قلب عاشقانه برایت هیچ نمی گذارم

 به غیر از اشک شادی برایت هیچ نمی ریزم

 به غیر از دست محبت آمیز و عاشقانه برایت هیچ دستی نمی گیرم

 به غیر از آغوش تو در آغوش کس دیگر هیچ نمی روم

 به غیر از تو کسی را هیچ دوست نمی دارم

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: سه شنبه 7 آبان1387 در ساعت: 17:55
|+|



با تو...

با تو این تن شکسته داره کم کم جون می گیره

اخرین ذرات موندن توی رگ هام نمی میره

با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من

دیگه از مرگ نمی ترسم عاشق شهامتم من

اگه روزی بشینم اگه هیچ نداشته باشم

با تو من مالک دنیام با تو در نهایتم من

با تو انگار تو بهشتم با تو پرسعادتم من

دیگه از مرگ نمی ترسم عاشق شهامتم من

با تو شاه ماهیه دریام بی تو مرگ موج تو ساحل

با تو شکل یک حماسه بی تو یک کلام باطل

بی تو من هیچی نمی خام از این عمری که دو روزه

نرو تا غم واسه قلبم پیرهن عزا بدوزه

...با تو


نويسنده: محمد و مریم مورخ: جمعه 26 مهر1387 در ساعت: 0:18
|+|



...حرف دل

 

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: پنجشنبه 25 مهر1387 در ساعت: 11:20
|+|



.....ای کاش

 

ای کاش احساسم گلی می بود
میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد
رقصان به روی طاق ایوانت
  
 
ای کاش احساسم کبوتر بود
بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید
عشقی به قلبت میهمان میکرد
 
 
ای کاش احساسم  درختی بود
تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت
تو مست در میخانه اش بودی
 
ای کاش احساسم صدایی داشت
از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی
سرما به جان دشت غم میزد

 

 


ای کاش احساسم هویدا بود
در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم
خاموش نمیگشت و نمی آلود
                           
ای کاش احساسم قلم میگشت
تا در نهایت جمله ای میشد

یعنی که دوستت دارمی می گشت
تا معنی احساس من میشد

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: چهارشنبه 24 مهر1387 در ساعت: 13:28
|+|



........تا بچه ایم

 

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: چهارشنبه 24 مهر1387 در ساعت: 12:13
|+|



...تو

 

      تویی اون ترنم عشق

تویی اون بارون رحمت

     تو همونی که همیشه

دل من مونده براش تنگ

      تویی اون عشق سحر گاه

تو صدای ناب شبنم

      تو صدای عشق و هستی

تو غبار سرد و پر غم

     تو صدای قلبی هستی

دم می خونه وحدت

     تو همونی که می خواستم

واسه روزهای غربت...

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: چهارشنبه 24 مهر1387 در ساعت: 8:50
|+|



محکمه

 

در دادگاه عشق

 

 

قسمم قلبم بود ..  

 

وکیلم دلم بود...

 

 

حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان    

 

 

 

قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد

 

 

پس محکوم شدم به تنهایی و مرگ

 

 

کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم

 

 

من گفتم به تو بگویند دوستت دارم    

 

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: سه شنبه 23 مهر1387 در ساعت: 12:15
|+|



بوسه

 

 ای گوشی که چسبیدی به گوشش از جانب من ببوس رویش


نويسنده: محمد و مریم مورخ: سه شنبه 23 مهر1387 در ساعت: 9:28
|+|



خدایا

 

خداوندا

این عشق به دست تو ساخته شد

به دست خودت پرورانده شد

پس پروردگارا

از سر لطف بی دریغت

خودت آن را به سر منزل نهایی

که همان خوشبختی ابدی است برسان


نويسنده: محمد و مریم مورخ: سه شنبه 23 مهر1387 در ساعت: 9:5
|+|



عکسهای محمد نازنینم

 

برا اینکه عشقمو چشم نزنین

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: سه شنبه 23 مهر1387 در ساعت: 8:36
|+|



برای عشقم

 

تقدیم به تویی که زندگیم بی تو بی رنگه

 

زندگانی گر کسی بی عشق خواهد من نخواهم                  راستی بی عشق زندان است بر من زندگانی

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: دوشنبه 22 مهر1387 در ساعت: 15:9
|+|



آغوش

 

عزیزم آغوش تو بهترین آرامش برای منه

 

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: یکشنبه 21 مهر1387 در ساعت: 10:49
|+|



حرف دل

 

 

امروز اومدم که به عشقم ، به محمدم بگم که :

 

 

به خاطر تو می نويسم به خاطر تو می خونم به خاطر تو زنده ام به خاطر خودت ، وجودت ، نگاهت ، غرورت تويی که

شدی همه چيزم ، همه زندگيم ، تمام عشقم ، اميدم ، آرزویم

 

 

دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم

 

براي هميشه با من ، بمان

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: یکشنبه 21 مهر1387 در ساعت: 10:19
|+|



این حرف دلمه

 

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: شنبه 20 مهر1387 در ساعت: 18:15
|+|



با اینکه از تو دورم اما

 

عشق آن نیست که در کنارش باشی        عشق آن است که به یادش باشی

 


نويسنده: محمد و مریم مورخ: شنبه 20 مهر1387 در ساعت: 18:13
|+|



تقدیم به عشقم

 

این اولین پست رو تقدیم می کنم به همه ی هستیم محمد عزیزم

                             


نويسنده: محمد و مریم مورخ: شنبه 20 مهر1387 در ساعت: 17:33
|+|

کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
Fall Hafezz & www.B-a-h-a-r-2-0.sub.iR & Ghaleb Weblog